تبليغاتX
... Smirnof
+ نوشته شده توسط بهمن در 86/09/10 و ساعت 10:14 |
+ نوشته شده توسط بهمن در 86/09/06 و ساعت 7:29 |

استاد بزرگ ، « اشو » تمرين جالبی برای قطع هويت ازبدنمان را ابداع نموده اند كه توجه عميق و خالي از قضاوتهاي ذهني و تعصبات غلط و وام گرفته مذهبي امان را عنايت مي كند:

 اگر يک يا دو بار در ماه اين روش را انجام بدهيد به شما در از بين بردن هوِيت بدنتان کمک خواهد کرد.حالا برويم سراغ تمرِين:

اطاق را کاملاً تاريک کنيد و روی زمين دراز بکشيد. بدن را کاملاً آرام کنيد. به اين ترتيب شما وارد مديتيشن ميشويد. وقتی که بدن و تنفستان کاملاً آرام شدند و وجودتان در سکوت فرو رفت، حس کنيد که مرده ايد و فاميل و آشنايان دورتان جمع شده اند.به صورتهای آنها توجه کنيد،ناراحتی ها و گريه های آنها را ببينيد.آنها چه می کنند؟ کدام يک از آنها گريه می کند؟ کداميک فرياد می زند؟ با وضوح کامل به آنها بنگريد.اين صحنه ها واقعاً جلوی چشم شما خواهند آمد.

بعد ببينيد که تمام همسايه ها هم آمده اند و به آشنايان و فاميل پيوسته اند.حالا مردم جسم شما را در تابوت گذاشته اند و به جايی که مرده ها را می شويند می برند و بعد هم می خواهند که جسمتان را آتش بزنند.به همهء اينها نگاه کنيد،همه تصورات هستند ولی اگر چندين بار اين تمرين را تکرار کنيد به وضوح همه اينها را خواهيد ديد.حالا ادامه دهيد.آتش تمام اطراف شما را احاطه کرده است و جسم شما آرام آرام تبديل به خاکستر می شود.هنگامی که ديگر جسمی در کار نيست و کاملاً تبديل به خاکستر شده ايد با آگاهی تمام به درون خود نگاه کنيد و ببينيد که در آنجا چه اتفاقی رخ می دهد. در اين لحظه متوجه خواهيد شد که شما جسم نيستيد، يعنی هويتتان با بدن کاملاً قطع شده است.

وقتی که اين تمرين را برای چند بار تجربه کنيد، پس از آن هر زمانی که صحبت کنيد،راه برويد و يا هر کار ديگری انجام دهيد،قادريد تا تشخيص دهيد که شما بدنتان نيستيد. 

ما اين مرحله را مرحله بدون بدن می ناميم.هر کسی که خودش را اينگونه بشناسد بدون بدن می شود.اگر اين کار را در تمام مدت روز يعنی به هنگام نشستن، بلند شدن،راه رفتن و حرف زدن انجام دهيد يعنی به اين نکته توجه کنيد که شما بدنتان نيستيد. در اين هنگام بدن تنها يک خلأ خواهد بود. درک اين مطلب که ما بدنمان نيستيم به سختي اتفاق می افتد و هيچ چيز با ارزش تر از آن نيست.در آن هنگام تغييرات زيادی در زندگيتان آغاز خواهد شد. چون تمامی رفتارهای ناآگاهانه بشر به بدن او برمی گردد. اگر انسان تعلق خود به بدنش را قطع کند ديگر هيچ کار اشتباهی نميتواند انجام دهد. اگر ما آگاه شويم که ما بدنمان نيستيم،ديگر هيچ امکانی برای زجر کشيدن و ناراحتي در زندگی وجود نخواهد داشت.

مثلاً اگر کسی با چاقو به پشت ما بزند اين شخص فقط بدن ما را بريده است و ما آگاهيم که به ما هيچ صدمه ای نخورده است و وجودمان دست نخورده باقی مانده. در اين هنگام زندگی ما پر از صلح و امنِيت خواهد شد.هيچ حادثه خارجی نميتواند بر ما تأثير بگذارد چون تأثير اين نوع اتفاقات فقط بر روی بدن خواهند بود. امّا ما فکر مي کنيم و به اشتباه هم فکر می کنيم که هر چيز بيرونی ميتواند بر ما تأثير بگذارد.به همين دليل است که زجر می کشيم و احساس درد و رنج می کنيم. اين اولين مرحله  تعاليم روحانی است که بايد بياموزيم و آن رها شدن از بدنمان است. مرحله سختی نيست و با کمی سعی و کوشش می توانيم آنرا ياد بگيريم.

 

 

+ نوشته شده توسط بهمن در 86/09/04 و ساعت 12:25 |
یه چیزی رو خوب فهمیدم : 

 اونم اینه که هیچ وقت بین دعوای زن و شوهر خودم وسط ناندازم مثلا نیام بینشون قضاوت نکنم و حرفاشون رو برای هم نقل قول نکنم و نگاهامو بین دو طرف تقسیم نکنم و یکی به میخ نزنم یکی به تخته و  نصف شب نرم سراغ یکی که بخوام حالیش کنم که اشتباه کرده و از این حرفها ..

از شبنم ممنونم .

+ نوشته شده توسط بهمن در 86/09/03 و ساعت 12:20 |