تبليغاتX
... Smirnof
اینقدر سرم الکی شلوغ هست که الان باید در مورد رفتن به کوه روزجمعه حرف بزنم .

از بس دلم گرفته بود - از بس از این شاخه به اون شاخه می پرید - از بس حرف مسافرت پیش کشید و کسی نشنید - از بس تنها موند - از بس تکرار سکوت کرد - از بس قصه غصه ها رو تو خودش ریخت - از بس .... زد به کوه و صحرا . رفت تنهای تنها . یه جای دنج .

برف و برف و برف سفید و سفید - رد پا - جوی آب - خرش خرش خردشدن برف و یخها - درخت های تنها - دره - مرگ - فریاد - گریه - دلتنگی - رد پا - راه رفتن و رفتن - ذوق آذوق - گذشته - سیگار - یه لیوان کافی میکس - ترس - سرما - رکوت و رخوت - سفید سفید برف - شاخه های شکسته - ادم برفی - غلتیدن الکی روی برف - سر خوردن - آواز - آواز و آواز - یه کم مشروب حال تو جا می اره - و مجبورت می کنه گرم بشی و گرمانه فکر کنی .- من - تنها اینجا آذوق - نوا .

دوست دارم خدایا ...

 

+ نوشته شده توسط بهمن در 87/11/13 و ساعت 17:8 |
امتحانات تمومه و من درگیر کارهای پرسنلی و روزها از پشت هم میان و می رن . همینطور از کنارم میگذرن بدون اینکه تکونی بخورم ...

دیروز " بعضی ها "  رو دیدم البته با برنامه قبلی  و چون بیست و هفتم روز تولدش بود . براش یه هدیه خریدم - یادگاری -در قبال همه زحماتش و همه کادوهاش -  تا حالا نشد که یه جوری جبران کنم .  البته عشق اون با هیچ چیزی جبران نمیشه.  تازه می فهمم  که علاقش به من از چه جنسیه !

بابت اینهمه عشق - اینهمه علاقه - اینهمه دوستی ازت ممنونم و بابت کم کاری هام شرمندت !

بهر حال " تيك ایت  ايزی " ( نمی دونم چه مرگش شده انگلیسی نمی نویسه ) چون می گذرد غمی نیست .دیگه ما که خراب شدیم حالا چه از این گروه چه از اون گروه .

آهنگ های چاووشی از آلبوم آخرش و آهنگ تبریک - حالم و بد و بدتر می کرد ...

 

 

+ نوشته شده توسط بهمن در 87/11/09 و ساعت 14:1 |
امتحان - ماشین - درس - پول - تعمیرگاه - لاستیک ماشین - جمشید - کارهای استاد محسنی - نرفتن یه مسافرت ....   باعث سردرد دیشبم بودن

از دست امتحان که خلاص شدم . خدا رو شکر که خوب تموم شد .

+ نوشته شده توسط بهمن در 87/11/01 و ساعت 11:52 |