تبليغاتX
... Smirnof
سیگار بود و دود .... خماری واسه یه لبخند .تنهایی بود از این اتاق به اتاق بغلی - ازاین ایوان به ایوان پشتی - داراز کش از این رو به او رو - سیگار و سیگار دود .. گونه های خیس سیگار ...

اره این درد گلوم واسه همون بغض لعنتی یه فریاد که هنوز تو دلم مونده ......

+ نوشته شده توسط بهمن در 88/02/19 و ساعت 21:58 |
فریاد می زنـــــــــــــــــــــــــــــــــم "

مهربانی کی آخر آمد ! شهریاران را چه شد ؟؟

+ نوشته شده توسط بهمن در 88/02/19 و ساعت 21:53 |

روایت یک زندگی به زبان ساده :
"
برایت یک گبه خریده ام با نقش بز،
بیندازی زیر پایت شاید یادت بیاید آن روزهایی که من عاشق را زیر پا له می کردی و من از بزهای توی گبه ساکت تر بودم. "

(متن فوق از وبلاگ رانیتیدین می باشد .)

+ نوشته شده توسط بهمن در 88/02/19 و ساعت 21:43 |
سر هیچ کدوم از کلاس هام حاضر نشدم . .....

فکر می کنی چی می شه ؟ نمی دونم .....

تا خدا چی بخواد ...

+ نوشته شده توسط بهمن در 88/02/16 و ساعت 17:50 |
سلام سلام و صد سلام

سال نو مبارک !!!!!

حق دارید نشد بیامآپ کنم چون :

 ۱- چون یه مشکل کوچولو داشتم

۲ - اینترنت کارخونه مشکل بازنکردن وبلاگ از هر نوعی داره ...

به هر حال بشبخید ......

+ نوشته شده توسط بهمن در 88/02/07 و ساعت 20:35 |