تبليغاتX
... Smirnof - پرسه در ....
اینقدر سرم الکی شلوغ هست که الان باید در مورد رفتن به کوه روزجمعه حرف بزنم .

از بس دلم گرفته بود - از بس از این شاخه به اون شاخه می پرید - از بس حرف مسافرت پیش کشید و کسی نشنید - از بس تنها موند - از بس تکرار سکوت کرد - از بس قصه غصه ها رو تو خودش ریخت - از بس .... زد به کوه و صحرا . رفت تنهای تنها . یه جای دنج .

برف و برف و برف سفید و سفید - رد پا - جوی آب - خرش خرش خردشدن برف و یخها - درخت های تنها - دره - مرگ - فریاد - گریه - دلتنگی - رد پا - راه رفتن و رفتن - ذوق آذوق - گذشته - سیگار - یه لیوان کافی میکس - ترس - سرما - رکوت و رخوت - سفید سفید برف - شاخه های شکسته - ادم برفی - غلتیدن الکی روی برف - سر خوردن - آواز - آواز و آواز - یه کم مشروب حال تو جا می اره - و مجبورت می کنه گرم بشی و گرمانه فکر کنی .- من - تنها اینجا آذوق - نوا .

دوست دارم خدایا ...

 

+ نوشته شده توسط بهمن در 87/11/13 و ساعت 17:8 |